مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

92

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

هرگز اميد به خلافت نداشتند ، اما پس از آن خود را شايسته اين كار مىدانستند ؛ و اين موضوعى بود كه آنان را به فتنه‌انگيزى واداشت . همچنين شورا زمينهء گسترده‌اى را براى رقابت و اختلاف همهء قبايل بر سر خلافت پديد آورد . زيرا قريش را عضو شورا نمىديدند ، در حالى كه برخى كسانى كه عمر آنان را نامزد خلافت كرده است از آن‌ها چيزى بيش ندارند . بلكه اينان در بسيارى زمينه‌ها از امتيازهاى بيش‌ترى برخوردارند . بنابراين عمر در طرح شورا ، براى همگان اين روحيه را پديد آورد كه در خلافت و امارت طمع ببندند و در راستاى آن راه هواهاى نفسانى آميخته با انواع اختلاف را در پيش گيرند و اقدام عملى كنند . تا آن‌جا كه معاوية بن ابىسفيان كه از زيركان عرب بود ، تصريح مىكرد كه شورا نقطهء عطف مهمى بود كه بيش‌ترين تأثير را در پراكندگى كار مسلمانان به جاى نهاد . ابن عبدربه در كتاب « عقدالفريد » به نقل از او مىنويسد : معاوية بن ابوسفيان رو به ابن حُصَين كرد گفت : بگو ببينم ، چه چيز كار مسلمانان را پراكنده ساخت و آرايشان را متفرق كرد و ميان آن‌ها اختلاف انداخت ؟ گفت : بلى ، اين كه مردم عثمان را كشتند . گفت : چيزى جديدى نياوردى . گفت : حركت على به سوى تو و جنگ با تو . گفت : مطلب تازه‌اى نگفتى . گفت : حركت طلحه ، زبير و عايشه و پيكار على با آنان . گفت : جديد نگفتى . گفت : يا اميرالمؤمنين من چيزى جز اين‌ها نمىدانم . گفت : اينك من براى تو مىگويم . هيچ چيز ميان مسلمانان شكاف ايجاد نكرد و آراى آنان را پراكنده نساخت و ميان آنان اختلاف نينداخت ، مگر شوراى شش نفره‌اى كه عمر تشكيل داد . . . همهء آنها آرزوى خلافت داشتند و قبايلشان نيز آن را آرزو مىكردند و خود عمر اين را مىدانست و چنانچه عمر نيز مانند ابوبكر كسى را به جانشينى خود تعيين مىكرد هيچ اختلافى در اين باره وجود نداشت . « 1 » 5 - اوج گرفتن منطق قبيله‌اى سقيفه : ملاحظه مىشود كه در سقيفه ، برترى جويى ميان انصار و مهاجران ( از قريش ) بود ، در حالى كه فضاى برترىجويى حاكم بر شورا ، بر بالا گرفتن هر چه بيش‌تر منطق

--> ( 1 ) - عقد الفريد ، دار الكتاب العربى ، بيروت ، لبنان ، ج 4 ، ص 281 .